محمد حسين مختارى مازندرانى
30
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
نخواهد بود . از اينجهت طبق عمل به استحسان ، قياس خفى را بر قياس جلىّ بايد ترجيح و اولويّت داد . استصحاب احكام شرايع سابقه هرگاه نسبت به بقا يا ارتفاع حكمى كه در شرايع گذشته وجود داشته به واسطهء نسخ شدن در اين شريعت ترديد كنيم ، استصحاب بقاى آن جارى است . زيرا ادلّهء استصحاب عموميّت داشته و استصحاب احكام شرايع سابق را نيز در برمىگيرد . از طرفى اركان استصحاب هم در اين خصوص تمام است ، چه آنكه يقين سابق و شكّ لاحق در آن موجود است . اين در حالى است كه برخى از محقّقان علم اصول استصحاب احكام شرايع سابق را به خاطر عدم شمول ادلّهء استصحاب نسبت به اين مورد ، مورد انكار قرار مىدهند . تفصيل مسأله را مىتوان از طريق منابع اصولى جويا شد . استصحاب امور قارّه و غير قارّه امور قارّه امورى است كه در يك زمان همه اجزايش در وجود جمع باشند ، از قبيل ذوات و جواهر . امور تدريجى و غير قارّ امورى است كه اجزاى آن در عالم وجود به صورت طولى تحقق مىيابند يعنى هر جزيى پس از زايل شدن